ذبيح الله صفا
76
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
براى نازل كردن باران و برف از « جداميشى » و « ياى » كه عبارت بود از ماليدن بعضى سنگها بنام « يده » استفاده مىكردند و درين مورد از « يايچى » و « يدهچى » يارى مىجستند . مغول در مقابل خانان بنشانهء احترام « چوك » مىكردند يعنى زانو مىزدند و چون خان كسى را مورد عنايت قرار مىداد به دو كاسهيى از شراب انگور يا شير ماديان مىداد ، او زانو مىزد و آن را بيك بار مىنوشيد . هنگام عقد صلح و قرارداد هم همين كار را مىكردند . هركس خدمتى بخان ميكرد مورد « سيورغاميشى » قرار مىگرفت يعنى املاكى به او بخشيده ميشد كه قابل انتقال باعقاب بود و همچنين او را به « پايزه » يعنى لوحهيى از زر يا سيم يا چوب ، باختلاف مراتب عنايت ، مفتخر مىداشت و اگر بر يكى از شحنگان ( باسقاقها ) يا وزيران گمانبد مىيافت او را به « يارغو » يعنى محاكمه و رسيدگى نزد « يارغوچى » ( - قاضى ) مىنشاندند و اگر محكوم ميشد ازو « موچلكا » ( « - تعهّدنامه ، تضميننامه ) براى پرداخت آنچه بر گردن داشت مىگرفتند و گرنه بياسا رسانيده ميشد . اشتغال بهر عملى از طرف خان با « يرليغ » ( حكم ) ممهور به مهر خان ( - تمغا ) همراه بود ، و اين يرليغ به كسى هم كه قبول ايلى كرده بود ، داده مىشد و البتّه « باسقاق » هم نزد وى مىفرستادند تا در حكومت او و همچنين تقديم « قبجر » ( ماليات ) نظارت داشته باشد . اگر شهر و ديارى كه قبول « ايلى » كرده بود « ياغى » ميشد ، يعنى طغيان مىكرد آن شهر و ديار را ويران مىساختند و همهء ساكنان را از دم تيغ مىگذراندند . عالىترين مقامات كشورى و لشكرى را نوينان يعنى شاهزادگان داشتند و بعد از آنان « ترخانان » ( امرا و اشراف لشكر ) ، و هر دو دسته از اداى ماليات معاف بودند « 1 » . مطلب بسيار مهم دربارهء قبايل مغول و تاتار اهميّتى است كه آنان بتربيت فرزندان خود ميدادند تا ايشان را براى زندگى سخت بيابانى و جنگ و ستيز و ايلغار و هجوم آماده
--> ( 1 ) - براى كسب اطلاعات بيشتر درين ابواب رجوع شود به تاريخ مغول مرحوم اقبال چاپ اول از ص 79 ببعد .